تبلیغات
RavangaR.com - پست های تیر 1386

یکشنبه 31 تیر 1386
شناخت روحیه ( قسمت پایانی )

3. اختلال دو قطبی ( پایان شناخت روحیه )

 

افسردگی های معمولی را گاه / افسردگی یک قطبی / می نامند زیرا تنها قطب موجود افسردگی است اما در نوع دیگری از افسردگی که به افسردگی دو قطبی مشهور است ، بیمار در مواقعی به شدت افسرده و در مواقعی به شدت عصبی و برافروخته می شود . اختلال دو قطبی را گاه بیماری شیدایی افسردگی هم می نامند .

 

زیرا روحیهء بیمار از شیدایی به سمت افسردگی و بر عکس در نوسان است .

در این شرایط با دو ناراحتی روحی روبرو هستیم که نوع و شدت آن فرق می کند . آشفتگی و انگیختگی شدید روحی مانیا یا شیدایی نامیده می شود .

 

این ناراحتی گاه بسیار جدی است و اغلب به بستری شدن بیمار منتهی می شود . نوع خفیفتر این ناراحتی  شیدایی خفیف یا مانیای خقیف است .

 

شیدایی شدید تقریباً به طور غیر منتظره در افرادی که پیش از حمله افسردگی کاملاً طبیعی به نظر می رسند بروز می کند . نشانه های این بیماری درست بر عکس نشانه های افسردگی است . بیمار به جای اندوه احساس شادی شدید می کند نه تنها نگران از دست دادن عزت نفس خود نیست ، بلکه بر عکس خود را توانا و توانمتد می بیند . احساس می کند سر حال ، گوش به زنگ ، خـلاق و منبعی سرشار از انرژی و مملو از نقطه نظر های گونـاگـون است ، به قدری احساس خوب دارد که بیمار بودن برای او غیر ممکن است .

 

بیماران شیدا ، بی آنکه بدانند اغلب هـذیان می گویند ، بی آنکه بدانند و از نتایج رفتار خود آگاه باشند کارهای ابلهـانه و خطرنـاک می کنند . یکی از ویژگی های مانیا ، انرژی جسمانی و روانی فوق العاده زیاد است . بیماران مانیایی پی در پی و با شور و هیجان زیاد حرف می زنند و از موضوعی به موضوع دیگر می پرند . و گاه به مدت طولانـی به حرکت شدید ورزشـی مشغـول می شوند . یه نمونه بارز این مسئـله می توانیم به قرص های روان گردان / اکستازی / اشاره نمود . در واقع این قرص ها علایمی را در فرد بوجود می آورد که نشانه های این بیماری را آشکارا نمایان می کند

اما با توجه مدارک و شواهد گوناگون ، بیماری دو قطبی ارثی است و تحت تأثیر بی تعادلی شیمیایی در مغز که هنوز کم و کیف آن مشخص نیست ایجاد می شود .

 

اختلال ادواری خو

 

احتمالاً شما هم به افرادی با شخصیت های نتلون بر خورد کرده اید . این دسته بیماران گاه بسیار پر جوش و خروش و در مواقعی ساکت و سرد هستند . گاه مثبت و زمانی در نهایت منفی ، بدبین و دلسرد می باشند

به نظر می رسد که برای این اشخاص راه میانه ای وجود ندارد . اگر نوسان میان افسردگی و برافروختگی خفیف دست کم دو سال دوام بیاورد ، اختلال را ادواری خو می نامند که شامل ترکیبی از اختـلال افسرده خویی و هیپومانیاست .

بسیاری از اشخاص از علت ناراحتی خود آگاه نیستند . اگر از اضطراب یا حملات وحشت رنج می برید  به احتمال زیاد از موضوع یا از شخصی که در زندگی اسباب ناراحتی شما را فراهم کرده عصبانی می شوید

اما ممکن است چون از مسئـله اجتناب می کنید و آن را از ذهن خود دور می سازید این را ندانید . در مواقعی بهتر است که ریشه ای برخورد کنید و بهتر اینکه به کمک یک روان درمانگر علاقمند مشکل خود را از ریشه بکنید .

                              

                                                             جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 03:07 ق.ظ | موضوع: روحیه , | نظر |
یکشنبه 31 تیر 1386
رموز موثر کامیابی ۱

رموز موثر کامیابی

 

از رموز کامیابی زنان و دختران جوان این است که :

 

1-  بکوشید تا با خودتان صادق باشید . در رابطه با آن چه که مردم درباره شما می گویند ، کمتر حساسیت نشان دهید  سعی کنید تعبیر و تفسیر سایرین را در مورد خودتان جدی نگیرید . به عبارت بهتر ، به جای وابستگی به عقاید و افکار دیگران ، شخصیت واقعی خود را بشناسید و آن را رشد و تعالی بخشید

 

2-  تلاش کنید تا به قدرت و نیروی خودتان متکی باشید و کمتر به قدرت و بنیهء دیگران اتکا کنید . استعدادها و پتانسیل های درونی خود را رشد دهید و در عین حال نسبت به موفقیت های دیگران غبطه نخورید

 

3-  شما قادر هستید با استفاده از شوخی های ساده و خنده های خالصانه امواج غم و غصه و احساسات مزاحم را یک باره از درون خود بیرون بریزید و احساس سبکی کنید .

 

4-  با تسلی دادن به دیگران و کاستن از نگرانی های آنان، امواج آرامش ناشی از این عمل به سوی شما نیز سرازیر می شود و در پرتو نیرو و انرژی حاصل ار آن ، دردها و رنج های خود شما نیز کاهش می یابد. 

 

5-  همواره به خاطر داشته باشید که عشق، پر قدرت ترین و اعجاز ترین شفا دهندگان است

 

6- برای آنکه بتوتنید هر نوع تجربه ای را در زندگی بپزیرید باید سعی کنید، قدرت درگتان را تعمق بخشید در این صورت هر تجربه ای اعم از خوب یا بد، در هر سطحی که باشد، برای شما مفید و سودمند خواهد بود .

 

7-  از صمیم قلب لبخند بزنید و امواج مثبت این لبخند را، از نگاهتان به محیط اطراف خود بتابانید .لبخند شما باید، لبخندی سرشار از دوستی، صفا و توأم با قدردانی باشد، نه لبخندی از روی تمسخر و خشم درونی .

 

8-  سعی کنید برای جذب مردم، از زیبایی ظاهری و ترفندهای زنانهء خود استفاده نکنید. اگر چه استفاده از جازبه های زنانه ممکن است به دلیل این که احساس قدرتی بالاتر از مردم عادی دارید که می تواند

مشکلاتتان را کاهش دهد، شما را راضی کند ولی سعی کنید کیفیتهای درونی خود را توسعه دهید و مردان را شیفتهء صفات زیبای درونی خود سازید نه این که حس شهوت و هوسرانی آنها را تحریک نمایید

 

9-  هنگامی که کلمات طعنه آمیز و نیش دار را با سخنان خود همراه می کنید، درست مانند آن است که غذای خوشمزه ای را آن قدر نمک و فلفل زده باشید که طعم آن را خراب کنید. این موضوع را به خاطر داشته باشید که: / سخنان بدون اندیشه و عجولانه، بنیان بسیاری از دوستی ها را خراب و متزلزل می کند

بر عکس سخنان محبت آمیز، دوستی ها را عمیق تر می نماید .

 

10-  تلاش کنید ظرفیت عشق ورزیدنتان را نسبت به همهء انسانها و مخلوقات خداوند گسترش بدهید .

 

11- حکیم بزرگی می گوید: / پر برکت بودن یک کانال آب به این خاطر است که اجازه می دهد آب از درونش عبور نماید. پس شما نیز برای معبری برای گسترش نیکی ها و انتقال آنها به دیگران باشید. در این صورت است که غنای درونی شما صد چندان خواهد شد.

 

12-  خدمت به دیگران نه تنها کسر شأن و موجب خواری انسان نیست، بلکه یک امتیاز بسیار بزرگ محسوب می شود؛ زیرا خدمت، همراه با شادی و خرسندی، تکبر و غرور افراد را از بین می برد و انسان را به آزادی درونی می رساند.

 

13-  تحقیر دیگران در واقع نشانهء ضعف و سستی شماست و بر عکس، خیر خواهی برای دیگران نشان دهندهء درون صاف و پاک شماست

 

14-  بدانید که همه چیز انحصاراً از آن شما نیست. پس خود را ماک مطلق همه چیز و همه کس ندانید

 

15-  آن چه را که از صمیم قلبتان انجام می دهید، نشانگر نیّت واقعی شما است اگر بر روی مسائل جزئی و بی اهمیت تمرکز کنید، انسانی کوچک خواهید بود اما اگر روی افکار بلند و متعالی توجه و دقت کنید، بزرگی و عظمت به دست خواهید آورد. و آن گاه شما انسانی بزرگ و با عظمت خواهید شد.

 

16-  این ذهن شماست که به زندگی، جلوه دیگری می دهد. این احساسات شماست که تاریکی و روشنایی افکارتان را تعیین می کند. همان طور که دید منفی، محدود و تنگ، افکار و اندیشه های خوب انسان را به سوی تیرگی و سیاهی سوق می دهد، دید مثبت و باز نیز قادر است که تاریک ترین روز زندگی را زیبا و درخشان ترسیم نماید. سعی کنید کمتر ریاکار و دم دمی مزاج باشید. باید تلاش کنید که احساسات خود را از چشمه های جوشان قلبتان بروز دهید.

 

17-  اکثر خانم ها در شرایط آرامش از پذیرندگی و قوهء درک مستقیم بالایی برخوردارند اگر شما نیز به عنوان یک زن مایلید از موهبت الهام و اشراق بهره مند شوید، باید این باور را در خود بپرورانید که اشراق ار طریق آرامش، سکوت درونی و پذیرفتن واقعیات حاصل می شود.

 

18-  به جای آنکه به فراز و نشیبهای لحظه ای و زودگذر زندگی بچسبید، به زیبایی ها توجه کنید و تلاش نمایید تا واقعیت جاودانهء حیات را درک و مشاهده کنید.

 

19-  باید سُکان احساسات خود را به دست آگاهی و خردمندی خویش بسپارید تا بتوانید از دریای عشق خالص، به دور از منیّت، عبور کنید.

 

20-  سعی کنید بیشتر به فکر بخشش و هدیه دادن به مردم باشید و کمتر توقع دریافت چیزی از آنها را داشته باشید

 

                  Radix : Walters.J.Donald “ Secrets for men – Secrets for women                                            

      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۴   


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 03:07 ق.ظ | موضوع: مقالات علمی , | نظر |
یکشنبه 31 تیر 1386
ده روش برای تغییر فکر

   ده روش برای تغییـر فکر

 

1-  خطاهای شناختی را بررسی کنید: افکار منفی خود را بنویسید تا نوع خطاهای شناختی خود را بیابید با این کار به راحتی بیشتری می توانید مثبت تر و واقع بینانه تر با موضوع برخورد کنید .

 

2-  نشانه ها را بررسی کنید: به جای آنکه فرض بر درست بودن افکار منفی خود بگذارید ، نشانه های واقعی آنرا بررسی کنید . برای مثال ، اگر احساس می کنید که هرگز کاری را درست انجام نمی دهید می توانید بسیاری از کارهایی را که با موفقیـت انجام داده اید فهرست کنید

 

3-  روش معیار دو گانه: به جای آنکه خود را بی رحمانه تحقیر و سرزنش کنید با همان مهر و محبتی برخورد که با دوست خود ، اگر این حادثه برایش اتفاق می افتاد ، گفتگو می کردید .

 

4-  روش تجربی:  اعتبار اندیشهء منفی خود را آزمون کنید . مثلاً اگر در حالت اضطراب ، نگران حمله قلبی هستید ، می توانید کمی ورزش و نرمش کنید . چند بار از پله های ساختمان بالا و پایین بروید . با این اقدام از سالم بودن قلب خود مطمئن می شوید .

 

5-  اندیشیدن در سایه های خاکستری: با آنکه این روش به ظاهر کسل کننده است ، اما تأثیر بسیار خوبی دارد . به جای آنکه در جو / تفکر هیچ یا همه چیز / به مشکل خود بیندیشید ، یرای مشکل پیش آمده امتیازی از صفر تا صد در نظر بگیرید ، وقتی اوضاع آنطور که مایل هستید بر وفق مراد نیست ، به جای آنکه خود را شکست خوردهء تمام عیار بدانید ، موضوع را به طور نسبی بررسی کنید . ببینید از این موقعیت چه درسی  می آموزید

 

6-  روش بررسی: از دیگران سئوال کنید تا از واقع بینانه بودن افکار و تلقی های خود مطلع گردید .مثلاً اگر معتقدید که اضطراب سخنرانی در حضور دیگران غیر طبیعی و مایهء خجالت است  از دوستانتان بپرسید آیا آنها هم در مواقع مشابه احساس اضطراب کرده اند ؟.

 

7-  تعریف واژه ها: وقتی به خود بر چسب حقیر ، نادانی ، بازنده ، یا احمق می زنید از خود بپرسید / احمق / ، / کودن / ، / نادان / چه معنایی دارند . وقتی به این نتیجه رسیدید گه چیزی به عنوان / نادان / وجود خارجی ندارند ، وقتی فهمیدید / بازنده /  بی مفهوم است ، احساس بهتری پیدا می کنید .

 

8-  روش علم معنایی: خیلی ساده از زبانی استفاده کنید که بار عاطفی کمتری داشته باشد . این روش برای یرخورد با عبارتهای / باید دار / مفید است . به جای گفتن / نباید این اشتباه را می کردم / بگویید / اگر این اشتباه را نمی کردم بهتر بود .

 

9-  نسبت دادن مجدد: به جای آنکه بی دلیل فرض را بر بدی خود بگذارید و خویشتن را به خاطر مشکل پیش آمده سرزنش کنید ، به جای عوامل بسیار متعددی که این مسئله را ایجاد کرده اند بیندیشید ، به جای سرزنش خویش به حل مسئله بیندیشید .

 

10-  تحلیل سود و زیان: امتیازات و زیانهای یک احساس ( مانند ، عصبانی شدن از تأخیر اتوبوس ) ، یه فکر منفی ( مانند ، هر قدر تلاش کنم بی فایده است ) یا یک انگاره رفتاری ( مانند ، پرخوری ، و خوابیدن در رختخواب در وقت افسردگی ) را فهرست کنید . هم چنین می توانید از روش تحلیل سود و زیان برای اصلاح باورهای مخربی از نوع ( من همیشه باید کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشم ) استفاده کنید .

                                                                                                         جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 03:07 ق.ظ | موضوع: تحول فکر , | نظر |
شنبه 23 تیر 1386
شناخت روحیه ( قسمت سوم )

شناخت روحیه ( قسمت سوم )

3. ( تشخیص انواع روحیه )  

شاید شما با واژه های همچون بیماری شیدایی افسردگی ، اختـلال وحشـت زدگی ، روان رنجـوری ، روان پریشی ، و بیماری روانی کم و بیش آشنا باشید . در این جلسه با کم و کیف این بیماری های ذهنی آشنا می شویم

مقدمه :

وقتی که ما با با طبقه بندی مسائـل احساسی آشنا می شویم دیگر تحت تأثـیر این مفاهیم قرار نمی گیریم و مرعوب آنها نمی شویم

فوبـیای اجتماعی چیست ؟

فرض کنید در یک گردهمایی یا یه جلسه رسمی یا یه بحث جدی عصبی میشوید طبیعتاً ناخواسته شدت اضطراب شما افزایش میابد ، در این صورت است که تشخیص ناراحتی شما فوبـیای اجتماعی خوانده میشود .

Generalized Anxiety-Disorder اختـلال اضطراب فراگیر                          

بیماران فوبیایی در شرایط خاص متوحش می شوند . مثـلاً ترس از مار یا عنکبوت تنها در مجاورت آنها صورت خارجی می گیرد . اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اینکه کجا هستید و چه می کنید مضطرب باشید و اگر این اضطراب شش ماه یا بیشتر دوام بیاورد ، دچار اضطراب فراگیر هستید . این ناراحتی که اغلب در فاصله 20 تا 40 سالگی اشخاص مشاهده می شود میان زنها و مردها به یک اندازه رواج دارد . برخی از اشخاص که از اضطراب فراگیر رنج می برند به اشتباه خیال می کنند که اضطراب به آنها کمک  می کند . ممکن است فکر کنید که اگر به قدر کافی نگران آزمون یا مقاله ای که مشغول نوشتن آن هستید بشوید ، نتیجه بهتری بدست می آورید . این طرز تلقی معمولاً واقع بینانه نیست . البته در مواقعی کمی اضطراب شما را به تلاش بیشتر تشویق می کند . اما با افزایش اضطراب انجام کار مشکل تر میشود .

Social Phobia فوبیـای اجتمـاعی                                  

فوبیای اجتماعی ترس از اشخاص است . این فوبیـا که به شدت متـداول است در هر دو جنس زن و مرد به خصوص در میان مردها بیشتر به جشم می خورد. اشخاصی با این خصوصیات خجـالتی بوده ، نگرانند که در حضور دیگران مضحک به نظر برسند و آبرویشان برود . در نتیجه از قرار گرفتن در موقعیتی که دیگران متوجه نگرانی آنها بشوند احتراز می کنند اگر از صحبت در حضور جمع می ترسید ، اگر از شرکت در جلسات یا گردهم آیی اجتماعی وحشت دارید ، اگر می ترسید خود را به دیگران معرفی کنید ، اگر می نرسید با کسی قرار بگذارید ، اگر غذا خوردن در حضور دیگران برایتان دشوار است ، اگر نگرانید که در مهمانی ها حرف احمقانه ای بزنید . در واقع از فوبیـای اجتماعی رنج می برید 

زن 24 ساله ای که از فوبیـای اجتماعی رنج می برد در یک مهمانی با کسی گفتگو می کرد . هر چه بیشتر  می گذشت ناراحتی این خانم بیشتر می شد . با خود می گفت : / اگر متوجهء ناراحتی من شود چه باید بکنم ؟ / با این ذهنیت عصبانی شده بود و سرانجام شدت ناراحتی او به حدی رسید که از ادامهء حضور در مهمانی عذر خواست و به منزل رفت . به منزل که رسید احساس حقارت شدید کرد و خود را سرزنش نمود .

Obsessive-Compulsive-Disorder               اختـلال وسواس فکری – عملی

وسواس ها افکار نا خوانده ، بی مفهوم و مقاومی هستند که دور کردن آنها از ذهن دشوار است . ممکن است نگران باشید که ناپاکی دستهای شما اطرافیان را آلوده کند .مسئله دیگر حالت اجبار و تکراری است که وسواسی ها با آن روبرو هستند . به عبارت دیگر بیمار وسواس فکری – عملی برای دور ماندن از خطر ، اقدامی را به تکرار انجام می دهد 

اما رایـج ترین انواع وسواسها مربوط به خشونت ، آلودگی یا شک و تردید می شود . نمونه ای از وسواس شک ، کدبانویی بود که خیال می کرد اجاق گاز را خاموش نکرده و بنابراین خانه اش دستخوش حریق خواهد شد این خانم از صبح تا شب به تکرار سراغ اجاق گاز می رفت تا از خاموش بودن آن مطمئـن گردد.از جمله رایـج ترین وسواسها می توان به ، شستن دستها ، تمیز کردن اشیاء ، شمارش کردن ، کنترل یا لمس نمودن بعضی از اشیاء اشاره کرد .

Hypochondriasis                                 خود بیمـار انگـاری

اشخاص با این اختـلال خیال می کنند که به بیماری مهلکی مانند سرطان یا نارسایی های قلبی دچار شده اند . 

پی در پی پزشک عوض می کنند ، آزمایشهای تکراری می دهند و دست آخر معـلوم می شود از سلامت کامل برخودارند . خود بیمارانگاری در هر سن و سالی میتواند وجود داشته باشد ، اما بیشتر در دوران بیست سالگی سراغ اشخاص می رود و زن و مرد به یکسان به آن گرفتار می شوند . خود بیمارانگاری یکی از گرفتاریهای بزرگ پزشکان عمومی است .خود بیمارانگار معمولاً از قبول این مطلب که ممکن است فشارهای روانی علت اصلی ناراحتی او باشند سر باز می زند و چون می خواهد دلیلی پزشکی برای خود بیابد اغلب اسباب ناراحتی پزشک ها را فراهم می سازد . 

خود بیمار انگار ، تقریباً همیشه ناشی از مسایل دی کری است که بیمار آنها را نا دیده می انگارد . 

                                           

 افسردگی وشیـدایی

که به چند دسته تقسیم می شود :؟

   1. دوره افسردگی طولانی

موقعیتی است که فرد دست کم دو تا چهار هفته در انده به سر می برد و به فعالیتهای لذت بخش و خشونت کننده بی علاقه می شود . علاوه بر این از نشانه های ، / بی اشتهایی یا بلعکس ، کم خوابی یا پر خوابی ، احساس بی قراری شدید ، احساس گناه ، مشکا تمرکز حواس ، و فکر مرگ .بسیاری از افرادی که این نشانه ها را تجربه می کنند متوجهء افسردگی خود نیستند . تنها چیزی که احتمالاً احساس می کنند این است که از دیگران حقیرترند و زندگی بدی دارند افسردگی های شدید و طولانی در زنها دو برابر مردهاست ، اما علتش روشن نیست . 10 تا 25 درصد زنان بالغ دست کم یه دوره افسردگی شدید را تجربه می کنند . این رقم در مردها 5 تا 12 درصد تخمین زده شده است .

 2. افسرده خویی

این افسردگی از نوع خفیف و با این حال شدت متداول است که گاه تا دو سال و در مواردی بیشتر ادامه  می یابد . افراد افسرده خو ، نا خشنودی مزمن داشته ، از زندگی لدت نمی برند ، با این حال شدت افسردگی به قدری نیست که آنها را در زمرهء افسرده های شدید قرار دهیم . اختلال افسرده خویی معمولاً در فاصله دوران کودکی و بلوغ مشاهده می شود و میان زنها متداول تر است . گاه به آن شخصیت افسرده یا روان رنجوری می گویند زیرا به نظر می رسد که ناخشنودی و بدبینی مزمن از شخصیت و برداشت شخص از زندگی باشد

3. اختلال دو قطبی

ادامه دارد ...

                                  

                                                                      یكشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۴


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 04:07 ق.ظ | موضوع: روحیه , | نظر |
شنبه 23 تیر 1386
یاد زمان

 یـاد زمـان  

 

 یاد کوچـه های خـاکی ،  نـم زده بـارونی ... به خیـر

یـاد اون روزهـای بهـاری ، اون بچـه محـله هـای قـدیمـی ... به خیر

 

 اون همـه صلـح و صفـا

مهـر و محـبـت همسـایـه هـا

 

 یـاد روزگـاران خوش کودکـی ، بـه خـیر

یـاد اون دوسـتی های پـاک بچه ها ، به خیر

 

 چی می شد اون روزا برمی گشت

 

 حـالا واسه ما چی مونده جـز این همه دغدغه

چی کنم ، چی بگم ، با کی ، واسه چی آخه

 

 زمـان گذشت و ما ازهم جدا شـده و رفتـه

جـز یه مشـت خـاطره هیچـی واسـم نمونـده

 

 حسـرت یه جرعــه آب رودخونـه ، بـاغ همسـایه

سالهاست تو دلم مونده

 

 چی می شد اون روزا برمی گشت

 

 کاش به اون روزای خوب برمی گشتیم

اما حالا با اون زمون خیلی غریب شـدیم

 

 از این زمونه گله دارم ، گله و شکایت دارم

نمونده وفایی ، دل من از تو، بونه دارم

 

 این روزا دلـا سنگی شده

دیگه مهـر و وفا مرده دیگـه

 

کـاش اون روزا برمی گشـت ..!

                                                                               ravangar.com

D.L ص ۲۰                             شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۴


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 04:07 ق.ظ | موضوع: غروب عشق ( شعر ) , | نظر |
شنبه 23 تیر 1386
شناخت روحیه ( قسمت دوم )

شناخت روحیه ( قسمت دوم )

2. ( چگونه روحیه خود را اندازه بگیریم )

ده خطای مسبب روحیات منفی در جدول زیر فهرست شده اند جدول را به دقت بخوانید . انجام اغلب این تمرینات مستلزم آشنایی با آنهاست . اغلب کسانی که این فهرست را مطالعه کرده اند معتقدند که مندرجات آن زندگیشان را متحول کرده است .

با این حال ، توجه داشته باشید که در بسیاری از مواقع ، افکار منفی سالم و به جا هستند . تشخیص افکار منفی سالم از نا سالم و اینکه چگونه با موقعیتهای به راستی منفی برخورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازهء رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد . هنگام بیماری عزیزان احساس ناخوشایند پیدا می کنید این احساس اندوه نشانهء توجه و علاقه شماست .

ده خطای شناختی ( جدول ) :

 

1. تفکر هیچ  یا همه چیز :   

همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بینید . هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست . زنی که رژیم لاغری گرفته بود ، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت : برنامه لاغری من دود شد به هوا رفت ./ با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بستنی را تا به آخر  نوش جان کرد                          
2. تعمیم مبالغه آمیز :هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آنرا با کلماتی چون /هرگز/ ، / همیشه / توصیف می کنید . فروشنده افسرده ای که در حا ل رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت : چه بد شانس هستم پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من برخورد می کنند.
3. فیلتر ذهنی :  تحت تأثیر یک حادثه منفی همهء واقعیتها را تار می بینید . به جزئی از یک حادثه منفی توجه می کنید و بقیه را فرموش کنید . شبیه چکیدن یه قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند
4.بی توجهی به امر مثبت:  با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت ، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید . کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید ، می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد . بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس نا شایسته بودن سوق می دهد
5. نتیجه گیری شتابزده :بی آنکه زمینهء محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید ،/. ذهن خوانی : بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان می دهد . پیش گویی : پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود بدون هر گونه بررسی می گویید : آبرویم خواهد رفت؛ از عهدهء انجام این کار بر نخواهم آمد /. و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید : هرگز بهبود نخواهم
6. درشت نمایی :  از یک سو درباره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه  هست بر آورد می کنید موردی است که به آن ، گاه بازی دوربین نهاده اند .
7. استدلال احساسی : 
فرض را بر این  می گذاریم که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیتها هستند : / از سوار در وحشت دارم ، حتماً پرواز با هواپیما بسیتر خطرناک است / . یا / احساس گناه میکنم ، باید آدم بدی باشم / یا / خشمگین هستم / . مـعـلوم میشود با من منصفانه بر خورد نشده است
8. / باید / ها :انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید و انتظار دارید باشد . نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیاند با خود گفت : / نباید این همه اشتباه می کردم /. آنقدر تحت تأثیر این عبارت  قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت انواع و اقسام کلماتی که / باید / را به شکلی تداعی می کنند همین روحیه را ایجاد می نمایند . خیلی ها می خواهند با / باید ها و نباید ها / به خود انگیزه بدهند / نباید آن شیرینی را بخورم / . اغلب بی تأثیر است زیرا / باید / ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را انجام دهند .
9. بر چسب زدن :  بر چسب زدن شکـل حاد تفکر هیچ یا همه چیز است . به جای اینکه بگویید : / اشتباه کردم /. به خود بر چسب منفی می زنید : / من بازنده هستم / . گاه هم اشخاص به خود بر چسب / احمق / یا / شکست خورده /  و غیره می زنند . بر چسب زدن غیر منطقی است ؛ زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید . انسان وجود خارجی دارد اما / بازنده / و / احمق / به این شکـل وجود ندارند . این بر چسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم ، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند .
10. شخصیت سازی و سر زمین :  خود را بی جهت مسئول حادثه قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید . شخصی سازی منجر به احساس گناه ، خجالت و نا شایسته بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسا ئـل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند / عـلت زندگی زنا شویی بد من این است که همسرم منطقی نیست / . سر زنش به خاطر ایجاد رنجش اغـلب موثر واقع نمی شود .

 

نمی گوییم در تمامی لحـظات زندگی شاد باشید و یا اختیار کامـل احساسات خود را در دست بگیرید . این انتـظاری کمال گرایانه است . نمی توانید همیشه منطقی باشید . مطمئناً اینطور نیستیم . و هم نواقص و اشکالاتی داریم ، که گاه دچار تردید می شویم و به قابلیتهای خود شک می کنیم در مواقعی نیز متأثر هستیم و رنج می بریم . اما از دیدگاه روانشناسی ، تجربه هایی از این قبیـل به ما فرصت رشد و صمیمیت و درک عمیق تر انسان بودن را می دهند .  

                                        پنج شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۴ 


[+] نوشته شده توسط روانگر در ساعت 03:07 ق.ظ | موضوع: روحیه , | نظر |